Fri, 17 Aug 2018جمعه 26 مرداد 1397
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2523
تعداد كل بازديدها تاكنون : 5461470
 
 
 

 پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (يا معشر الشباب من استطاع منکم الباءة فلتزوج، فإنه أغض للبصر و أحصن للفرج، و من لم يستطع فعليه بالصوم، فإنه له وجاء) «اي جماعت جوانان هر کس از شما توانايي ازدواج را دارد ازدواج کند؛ زيرا ازدواج بهتر چشم را (از حرام) مي‌پوشاند و بهتر فرج را (از حرام) محافظت مي‌کند، و کسي که نتوانست (ازدواج کند) بايد روزه بگيرد؛ چون روزه شهوت جنسي او را کم مي‌کند».متفق عليه: بخاری (5066)، مسلم (1400)

******************

از ابوهريره روايت است که: (أن امرأة جائت إلي النبي صلی الله علیه وسلم  فقالت : يا رسول الله، إن زوجي يريد أن يذهب بابني و قد سقاني من بئر أبي عتبة، و قد نفعني. فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم  : هذا أبوک، و هذه أمک، فخذ بيد أيهما شئت. فأخذ بيد أمه، فانطلقت به) «زني نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد و گفت : اي رسول خدا! شوهرم مي‌خواهد پسرم را از من بگيرد در حالي که پسرم از چاه ابي عتبه برايم آب آورده و به من کمک کرده است. پيامبر صلی الله علیه وسلم  به پسر فرمود : اين پدرت است و اين هم مادرت، دست هر کدام از آنها را که مي‌خواهي بگير، پس دست مادرش را گرفت، پس مادرش او را با خود برد».ابوداود (2260)

******************

از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است که زني گفت: اي رسول خدا! شکمم ظرف حمل اين پسر بود، و پستانهايم برايش شيردان و آغوشم مأواي او بود، پدرش مرا طلاق داده و مي‌خواهد او را از من بگيرد. پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (أنت أحق به مالم تنکحي) «تا زماني که ازدواج نکني تو سزاوارتر به پسرت هستي».ابوداود (2259)

******************

از ابن عباس رضی الله عنه  روايت است : زن ثابت بن قيس بن شماس نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد و گفت : اي رسول خدا! من نسبت به دين و اخلاق ثابت ايرادي ندارم، ولي از کفران و ناسپاسي با او مي‌ترسم – چون او را دوست ندارم - پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (فتردين عليه حديقته) «آيا باغش را به او پس مي‌دهدي؟ گفت : بله، پس باغ را به او پس داد، پيامبر صلی الله علیه وسلم  به ثابت دستور داد تا از او جدا شود».بخاری (5276)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (ثلاث جدهن جد، و هزلهن جد : النکاح و الطلاق و الرجعة) «سه چيز است که شوخي و جدي در آنها، جدي است : نکاح، طلاق و رجوع کردن».ابوداود (2180)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

تفاوت فَسْخ و طلاق و خُلْع

بسم الله الرحمن الرحیم

تفاوت فَسْخ و طلاق و خُلْع

 

جدایی بین زوجین تنها به دو صورت رخ می ‌دهد: طلاق یا فسخ.

تفاوت بین این دو به این صورت است که: طلاق، پایان یافتن رابطه‌ ی همسری از طرف مرد است و الفاظ و صیغه‌ های مشخص و معروفی دارد.

اما فسخ یعنی نقض عقد ازدواج و قطع رابطه‌ ی همسری از اساس، گویی که انگار این رابطه وجود نداشته و از سوی قاضی یا به حکم شرع رخ می‌ دهد.

از جمله تفاوت‌ های این دو:

1. طلاق تنها با لفظ مرد و به اختیار و رضایت او رخ می ‌دهد. اما فسخ بدون لفظ مرد اتفاق می ‌افتاد و در آن رضایت و اختیار او شرط نیست.

امام شافعی می‌ گوید: «هر ازدواجی که در آن حکم به جدایی شود و [این جدایی] با گفته‌ ی مرد صورت نگیرد و آن را نخواهد ... این جدایی طلاق نامیده نمی ‌شود»[1].

2. طلاق اسباب گوناگونی می ‌تواند داشته باشد و حتی بدون سبب، مانند آنکه مرد راغب به جدایی از همسرش باشد.

اما فسخ حتما سببی دارد که جدایی را واجب یا مباح می ‌کند.

از مثال‌ هایی که فسح عقد را اثبات می‌ کند:

ـ کفو نبودن مرد و زن، نزد آن دسته از علما که این را شرط لزوم عقد دانسته ‌اند.

ـ اگر یکی از زوجین ـ مرد یا زن ـ از اسلام برگردد و مرتد شود و دوباره به اسلام باز نگردد.

ـ اگر مرد مسلمان شود اما زنش حاضر به اسلام آوردن نشود و مشرک باشد، و کتابی (یهودی یا نصرانی) نباشد.

ـ وقوع لِعان بین مرد و زن.

ـ اعسار مرد و ناتوانی او از دادن نفقه، در صورتی که زن به این سبب، خواهان فسخ عقد شود.

ـ وجود عیبی در یکی از زوجین که مانع از لذت بردن یا باعث تنفر و جدایی آن دو شود.

3. بازگشت مرد به زن پس از فسخ امکان ندارد مگر با عقد جدید و با رضایت زن.

اما در مورد طلاق، تا وقتی که زن در حال عده‌ ی طلاق رجعی است، همچنان همسر آن مرد است و می ‌تواند پس از طلاق اول و طلاق دوم بدون عقد جدید او را باز گرداند، چه زن راضی باشد یا نباشد.

4. فسخ در تعداد طلاق ‌هایی که مرد مالک آن هست به شمار نمی ‌آید.

امام شافعی رحمه الله می ‌فرماید: "هر فسخی که بین زوجین رخ دهد طلاق نیست، نه یکی و نه بیشتر از آن"[2].

ابن عبدالبر رحمه الله می فرماید: "تفاوت میان فسخ و طلاق این است که هرچند هر دو جدایی بین زوجین هستند، اما در فسخ اگر دوباره زوجین به ازدواج بازگردند بر همان عصمت نخست خواهند بود و زن نزد شوهرش بر همان سه طلاق هست (یعنی حق سه بار طلاق دادن به دست مرد است) و اگر طلاق بود و سپس به نزد او بازگشت دو طلاق خواهد داشت"[3].

5. طلاق حق شوهر است و در آن رأی قاضی شرط نیست و می ‌تواند با رضایت زن و مرد باشد.

اما فسخ به حکم شرع یا حکم قاضی رخ می ‌دهد و فسخ به مجرد رضایت دو طرف حاصل نمی‌ شود مگر در خُلع.

ابن قیم رحمه الله می فرماید: "به اتفاق علما لازم نیست که فسخ نکاح بلا عوض (یعنی خلع) از روی رضایت دو طرف باشد"[4].

6. فسخ اگر پیش از دخول رخ دهد دادن مهریه به زن واجب نمی ‌شود، اما طلاق پیش از دخول، نصف مهریه‌ ی نام برده شده را برای زن واجب می ‌سازد.

اما خلع این است که زن از همسرش بخواهد مقابل یک مبغل مالی یا در مقابل گذشت از مهریه یا بخشی از آن، از وی جدا شود.

علما درباره ‌ی اینکه خلع، فسخ است یا طلاق اختلاف نظر دارند، اما نزدیک ‌تر آن است که خلع نوعی فسخ است[5].

والله اعلم.

 

برگرفته از: https://islamqa.info با اندکی تصرف

ام احمد

 

 



[1] الأم: 5/128

[2] الأم: 5/199

[3] الاستذکار:6/181

[4] زاد المعاد: 5/59

[5]برای بیان فرق ها از این منابع استفاده شد: المنثور في القواعد: 3/24، الفقه الإسلامي وأدلته: 4/595، الموسوعة الفقهية الكويتية: (32/107- 113) (32/137)، فقه السنة: 2/314 


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.