Fri, 21 Sep 2018جمعه 30 شهريور 1397
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2523
تعداد كل بازديدها تاكنون : 5527358
 
 
 

در صحيح مسلم از ابوهريره روايت است که پيامبر صلی الله علیه وسلم  از نکاح شغار نهي کرد. و فرمود شغار اين است که مردي، به مردي ديگر بگويد : (زوجني ابنتک و أزوجک ابتني، أو زوجني أختک و أزوجک أختي) «دختر را به ازدواج من در بياور، تا من (در مقابل)، دخترم را به ازدواج تو درآورم، يا خواهرت را به ازدواج من در بياور تا من هم (در مقابل) خواهرم را به ازدواج تو درآورم».مسلم (1416) در حديثي ديگر فرمودند : (لاشغار في الإسلام) «در اسلام شغار نيست».مسلم (1415)

******************

از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است : (أن مرثد بن أبي مرثد الغنوي کان يحمل الأساري بمکة، و کان بمکة بغي يقال لها عناق، و کانت صديقته، قال : جئت إلي النبي صلی الله علیه وسلم  فقلت : يا رسول الله أنکح عناقا؟ قال : فسکت عني فنزلت : ) وَالزَّانِيَةُ لاَيَنکِحُهَا إلاَّ زَانٍ أو مُشرکٌ ( فدعاني فقرأها علي وقال : لاتنکحها) «مرثد بن ابي مرثد غنوي اسيران را به مکه حمل مي‌کرد، در مکه زن زناکاري به نام عناق که دوست مرثد بود زندگي مي‌کرد، مرثد گفت : نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم  رفتم و گفتم : اي رسول خدا! آيا عناق را به ازدواج خود درآورم؟ مرثد گويد : پيامبر در جواب من ساکت ماند، سپس اين آيه نازل شد:) وَالزَّانِيَةُ لاَينَکِحُهَا إلاَّ زَانٍ أو مُشرکٌ ( مرا صدا زد و آيه را برايم خواند، و فرمود : با او ازدواج نکن».ابوداود (2037)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (لايجمع بين المرأة و عمتها ولا بين المرأة و خالتها) «جمع بين زن و عمه‌اش، زن و خاله‌اش، جايز نيست».متفق عليه: بخاری (5109)، مسلم (1408)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (من کانت له امرأتان يميل مع أحدهما علي الأخري، جائ يوم القيامة وأحد شقيه ساقط) «هر کس دو زن داشته باشد و بين آنها عدالت برقرار نکند، روز قيامت در حالي به پيشگاه خداوند حاضر مي‌شود که يکي از پهلوهايش ساقط (افتاده) است».ابن ماجه (1969)، ولي تمايل قلبي بيشتر به يکي از آنان اشکال ندارد.

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (خيرکم، خيرکم لأهله، و أنا خيرکم لأهلي) «بهترين شما کسي است که با خانواده‌اش خوش‌رفتارتر باشد و من بهترين شما براي خانواده‌ام هستم».ترمذی (3985)

******************

از علي رضی الله عنه روايت است : (صنعت طعاما فدعوت رسول الله صلی الله علیه وسلم  فجاء فرأي في البيت تصاوير فرجع فقلت : يا رسول الله، ما أرجعک بأبي أنت و أمي؟ قال : إن في البيت سترا فيه تصاوير، و إن الملائکة لاتدخل بيتا فيه تصاوير). «غذايي را درست کردم و پيامبر صلی الله علیه وسلم  را دعوت نمودم، پيامبر آمد و چند عکسي را در خانه ديد و برگشت. گفتم اي رسول خدا! پدر ومادرم فدايت باد چه چيزي باعث شد که برگردي؟ فرمود : در خانه پرده‌هاي عکس‌داري(عکس ذي روح) بود و ملائکه به خانه‌اي که در آن عکس باشد داخل نمي‌شوند». ابن ماجه (3359)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

آداب نامگذاری فرزندان

آداب نامگذاری فرزندان

بدون شک مساله‌ ی نام از مسائل مهم در زندگی مردم است چرا که نام، عنوان و تابلوی شخص و آدرس او و یک چیزی ضروری برای ایجاد تفاهم و ارتباط متقابل است. نام، زینت شخص و نشانه‌ ای است که در دنیا و آخرت با آن صدا زده می‌ شود و اشاره ‌ای است به دین او و اینکه وی از اهل دینداری است و نزد مردم نیز اعتبارها و نشانه‌های خود را دارد، مانند لباس که اگر خیلی کوتاه باشد زشت  است و اگر خیلی بلند باشد نیز زشت و نامناسب.

اصل در نام‌ها اباحه و جواز است، جز آنکه برخی ممنوعیت‌های شرعی وجود دارد که باید در هنگام نام نهادن از آن دوری کرد، از جمله:

ـ اشاره به بندگی غیر الله، چه آن غیر الله پیامبر باشد یا از ملائکه. و بنده‌ ی کسی جز الله دانستن مطلقا جایز نیست. از این نام‌های ناجایز: عبدالرسول، عبدالنبی، عبدالامیر و دیگر نام‌هایی است که نشانه ‌ی بندگی یا ذلت برای غیر الله عزوجل است.

این نام‌ها را باید تغییر داد. صحابی جلیل عبدالرحمن بن عوف ـ رضی الله عنه ـ می‌ گوید: (نام من عبد عمرو ـ و در روایتی عبد الکعبه ـ بود؛ وقتی اسلام آوردم رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ مرا عبد الرحمن نام نهاد)[1].

ـ نام‌ گذاری به نام‌هایی که الله تبارک و تعالی آن را خاص خود دانسته است، مانند آنکه کسی خود را خالق با رازق یا رب یا رحمان یا مانند این نام‌هایی بنامد که مختص الله عزوجل است یا نام‌هایی که نمی‌توان جز بر الله عزوجل صدق داشته باشد مانند ملک الملوک (شاهنشاه) یا قاهر یا مانند آن. نهادن اینگونه نام‌ها حرام است و تغییرش واجب.

الله عزوجل می ‌فرماید: (آیا برای او همنامی می‌شناسی؟)[2].

نامگذاری از نام‌های مخصوص کافران که تنها دال بر آنان است نه غیر آنان (یعنی نام مشترک بین مسلمانان و کافران نباشد) مانند عبدالمسیح، پطرس، جرجس و مانند آن که دال بر ملت کفر است.

ـ گذاشتن نام‌های بت‌ها یا دیگر طاغوت‌هایی که به جای الله عزوجل پرستش می ‌شوند، مانند گذاشتن نام شیطان یا مانند آن.

همه ‌ی نام‌هایی که ذکر شد نامگذای به آن جایز نیست و حرام است و کسی که چنین نامی بر فرزندش گذاشته یا برایش چنین نامی انتخاب کرده‌اند باید آن را تغییر دهد.

ـ گذاشتن نامی که باعث تنفر می ‌شود یا معنایی زشت دارد و جلب تمسخر می‌ کند مکروه و ناپسند است، زیرا مخالف راه و روش رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ است که امر به نام نیکو نهادن کرده است. نام‌هایی مانند حرب (جنگ)، رشاش، هیام که نام بیماری مخصوص شتران است و مانند آن که زشت است و نیکو نیست.

ـ گذاشتن نام‌هایی که معانی شهوانی دارد جایز نیست. چنین نام‌هایی معمولا در بین دختران شایع است مانند اسم‌هایی که شامل اوصافی جنسی یا شهوانی است.

ـ مکروه است که نام فاسقان و ترانه خوانان و هنرپیشه‌های بدکار و مانند آن را به عمد بر فرزند خود گذاشت. اما اگر نامشان نیکو است به سبب معنای خوب آن نه به سبب شبیه ساختن خود با آنان یا تقلیدشان جایز است.

ـ نام‌هایی که معنایش دال بر گناه است مانند سارق و ظالم، یا نهادن نام‌های فراعنه و ستمکاران مانند فرعون و هامان و قارون مکروه است.

ـ نام‌های حیواناتی که صفت خوبی ندارند مانند الاغ و سگ و میمون و مانند آن مکروه است.

ـ نامگذاری به نام‌ها یا صفاتِ مضاف به دین یا مضاف به اسلام مکروه است. نام‌هایی مانند نورالدین، شمس الدین، نور الاسلام، شمس الاسلام، چرا که شامل تعریف و تمجیدی بالاتر از حق شخص است. علمای سلف نیز ملقب کردنشان به این القاب را نمی‌ پسندیدند. امام نووی ـ رحمه الله ـ اینکه او را محیی الدین لقب داده بودند دوست نداشت و همینطور شیخ الاسلام ابن تیمیه لقب تقی الدین را که بر وی گذاشته بودند دوست نداشت و می ‌گفت: اما خانواده‌ام این لقب را بر من گذاشتند و مشهور شد.

ـ اضافه به نام الله ـ به جز کلمه ‌ی عبد ـ مکروه است، مانند حسب الله و رحمت الله و مانند آن. همینطور اضافه به لفظ رسول.

ـ همینطور گذاشتن نام ملائکه و همینطور نام سوره‌های قرآن مانند طه و یاسین و مانند آن. این نام‌ها از حروف مقطعه است و نه از نام‌های پیامبر صلی الله علیه وسلم[3].

نهادن این نام‌ها مکروه است اما کسی که خانواده‌اش اینگونه نامها را بر وی گذاشته‌ اند و بزرگ شده و مردم او را اینگونه می‌شناسند و تغییرش سخت است، واجب نیست که نامش را عوض کند.

مراتب نام‌ها بر حسب بهتر بودن بر چهار دسته است:

مرتبه ‌ی نخست: نام‌های عبدالله و عبدالرحمن چرا که در روایت صحیح از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمده که فرمودند: (محبوب ‌ترین نام‌ها نزد الله عبدالله و عبدالرحمن است)[4].

مرتبه ‌ی دوم: دیگر نام‌هایی که شامل بندگی الله باشد مانند: عبدالعزیز و عبدالرحیم و عبدالملک و عبدالاله و عبدالسلام و دیگر نام‌هایی که بیانگر بندگی برای الله عزوجل است.

مرتبه ‌ی سوم: نام‌های پیامبران و مرسلین علیهم الصلاة والسلام که بی ‌شک بهترین و سرور آنان پیامبر ما محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ است که احمد نیز یکی از نام‌های اوست، سپس نام پیامبران اولوالعزم یعنی ابراهیم و موسی و عیسی و نوح علیهم الصلاة والسلام، سپس دیگر پیامبران که درود و سلام الله بر آنان باد.

مرتبه‌ ی چهارم: نام‌های بندگان صالح الله و در راس آنان صحابه‌ ی گرامی که مستحب است از روی اقتدای به آنان و طلب رفعت درجات به نام‌های آنان نامگذاری شود.

مرتبه‌ ی پنجم: هر نام نیکی که معنای خوب و زیبایی داشته باشد.

مواردی که باید در هنگام نامگذاری فرزندان به آن توجه کرد:

۱ـ این را بدانیم که این نام در طول زندگی فرزند با او خواهد بود و چه بسا جاهایی باعث اذیت و یا شرمندگی او شود و این باعث شود نسبت به پدر یا مادرش یا کسی که این نام را بر وی گذاشته حس بدی پیدا کند.

۲ـ هنگام بررسی نام‌ها برای انتخاب یکی از آنها، باید همه‌ ی جنبه‌ها را بررسی کرد، هم ذات خود اسم را در نظر گرفت و هم اینکه بررسی کرد این نام برای او در کودکی و جوانی و پیری مناسب باشد و همینطور مناسبت این نام برای کنیه (مثلا ابومریم یا ابومحمد که در میان عرب مرسوم است که پدر به نام فرزندش یا فرزند به نام پدرش کنیه ‌ای اختیار می ‌کند مانند ابن عباس) و میزان هماهنگی آن با نام پدر.

۳ـ نامگذاری حق مشروع پدر است زیرا فرزند به او منتسب می ‌شود اما مستحب است که پدر، مادر را نیز در امر نامگذاری شرکت دهد و رای او را اگر مناسب است در نظر بگیرد و او را خشنود سازد.

۴ـ فرزند را باید به پدر نسبت داد حتی اگر پدر درگذشته یا پدر و مادر از هم جدا شده باشند و حتی اگر پدر به فرزندش اهمیت نداده و آنان را ترک گفته و مطلقا نسبت دادن فرزند به غیر پدر حرام است مگر در یک حالت که فرزندی از زنا باشد که در این صورت به مادرش نسبت داده می ‌شود.

 

منبع: islamqa.info/fa



[1] ـ به روایت حاکم (۳/ ۳۰۶). حاکم آن را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است: (كان اسمي عبد عمرو - وفي رواية عبد الكعبة - ، فلما أسلمت سماني رسول الله صلى الله عليه وسلم عبد الرحمن).

[2] ـ ﴿هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا﴾ [مریم: ۶۵[.

[3] ـ نگا: تحفة المودود ابن قیم رحمه الله (۱۰۹).

[4] ـ به روایت مسلم: (أحب الأسماء إلى الله عبد الله وعبد الرحمن).

 


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.